تبليغاتX
خاکستری های پشت پنجره... -

خاکستری های پشت پنجره...

سرانجام ان شروع تلخ,بارانی شد

 

ذهنم در گیر یه قسمتهایی میشه که تو زیاد سر ازونها در نمیاری..

بعد که بیشتر متوجه میشم! باز متوجه میشم...منو تو اصلا بهم نمیخوریم!!!

و هی خودم رو قانع می کنم که اولین بار من تورو دور زدم...

 

+نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت11:18 قبل از ظهرتوسط Mehrnaz | |