|
امروز صبح بیشتر از تمام روزهای تکراریم احساس کهنگی کردم
مثل اولین بار که احساس کردم تمام لباشک های دنیا یه مزه میده...! و... جمعه های تکراری بیشتر از همه عذابم میده واین اشکهای مسخره بیشتر از همه برای خودم خنده داره...حالا که دیگه نمیشه این زندگی رو عوض کرد،می خوام برم تو فاز عوضی شدن! نه!چشمها را باید شست جور دیگر باید دید... می خواستم یه مدل دیگه شه...کلی خیالات وتوهم دورمو گرفتو رفتم فضا! ... اینم بهم فاز نداد... جوجه ی من...میوووووو...
وباز باران... تنفس بدون ترافیک! الناز...باران...مدرسه...ماشین هی...بارون!می خوام این آخریارو واسه الناز مشت بباری ... چند ساعت بعد مریم خبر داد الناز مشت بارییده بود وفرشته ی مهربون الی باز نبودش... دیگه نمی خوابم,دیدی مهرناز از صبح بهت گفتم این بارون خشنه! مهسا و مهرنازم باریدن...ولی الناز هنوزبارون میخواد... چته الی می خوای نابود شی..؟! این بارون خانمان سوزه!تازه فهمیدم چرا گنجیشکا تو حیاط ما اتراق کردن!! خودتو بغل کردی؟!! فرشته ی صورتی میاد...منجی موعودم!!! تو هم بعد بارون همه چیز یادت میره،مثل گنجیشکا می پری و و... منم می پرم و میرم!!
|
About![]()
اگه تونستی پیدام کنی؟!... Archivesخرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|