|
غروب بودی... غروب کوتاه،غروبی که تکرار نشدنی بود غروبی که شازده کوچولوهم ندید! تو غروب من بودی...غروبی که پایان بود غروبی که فریادم را براورد خشم،مرا گریان کرد مثل بی رمق ترین انسان توان رفتن نداشتم من خودم بی رمق ترین شدم! مثل کبوتر در قفس مثل فریاد محبوس،که بعد از مدتی ناگه خاموش میشود اری... مثل ان حبس قشنگ تکرار نشدنی من باتو بودم در مردن کوتاه تو رفتی مثل جیغهای مادرم! که وقتی گریان می شود در خلوت می گریم و... وقتی که هیچ کس را نفهمیدم و هیچ کس ندانستم روزگار از معادلات تکراری خسته بود این باربر من ضرب کرد مردن را... اشتباه کردم تو از مردن ها کسر نشدی کسی ندانستد کسی تورا یاری نداد چون تو بی کس نبود که در ظلمت باشد... من هم مثل تو همانندی ندارم،مثل همه این بار همه می دانند که غروب تکرار میشود اما ندانند که غروب من تکرار نشدنی بود هر ان تکرار نشدنی بود!
چون حریصی در کوچه ها پرسه می زنم... پرسه می زنم،زیر هیچ بارانی خیس شدم! نه... بارانی بود باران اشکهایم و خواب چون ازادی،چون پرواز مرا ارام کرد زندگی چون مادر،گرم مرا در اغوش می گیرد و تنهایی، چون باران زیبا من ومن،خلوت درهم،با هم زندگی می کنیم
اهسته رفتم پرنده پروازکرد رفت،رفت اوج گرفت،بی هدف پروازنمی کرد ولی می رفت،می رفت تابی نهایت پرنده رفت رسید به قله،همه ی انها انجا بودن مثل هم پرواز پرواز پرواز اوج اوج اوج بی هدف نبود پروازشان انها برگشتن... همیشه،مثل هم...
|
About![]()
اگه تونستی پیدام کنی؟!... Archivesخرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|